تبلیغات
عشق بارونی - چشم هایش
درباره وبلاگ

خوشا به حال باران که روی شانه هایت آرام می گیرد
خوشا به حال باران که دست هایت را به سویش دراز میکنی....
مدیر وبلاگ : ساحل
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما کدوم رو باید انتخاب کرد؟؟؟کسی رو که دوسش داری یا کسی رو که دوستت داره







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

مرجع كد اهنگ


كد موسیقی برای وبلاگ

عشق بارونی
میان عاشقانه هایم قدم نزن اینجا نوشته ها انقدر بارانی اند که میترسم تمام لحظه هایت خیس شوند...
1389/06/20 :: نویسنده : ساحل        

شاید تو نتونی

اما من

من میتونم این دوری رو تحمل كنم
به فاصله ها فكر نمی كنم میدونی چرا ؟
آخه جای نگاهت رو نگاهم مونده
هنوز عطر دستات رو از دستام میتونم استشمام كنم
رد احساست روی دلم جا مونده
میتونم تپشهای قلبت رو بشمارم
چشمای بی قرارت هنوزم دارن باهام حرف میزنن
حالا چطور بگم تنهام؟ چطور بگم تو نیستی؟ چطور بگم با من نیستی؟
آره !

خودت میدونی   میدونی كه همیشه با منی
میدونی كه تو لحظه لحظه های من جاری هستی
آخه تو  توی قلب منی آره !
تو قلب من 

برای همینه كه همیشه با منی
برای همینه كه حتی یه لحظه هم ازم دور نیستی
برای همینه كه می تونم دوریت رو تحمل كنم
آخه هر وقت دلم برات تنگ میشه

هر وقت حس میكنم دیگه طاقت ندارم
دیگه نمیتونم تحمل كنم
دستامو می ذارم رو صورتم و یه نفس عمیق میكشم
دستامو كه بو میكنم مست میشم مست از عطرت
صدای مهربونت رو میشنوم و آخر همه ی اینها
به یه چیز میرسم  به عشق و به تو

آره به تو
اون وقت دلتنگیم بر طرف میشه
اون وقت تو رو نزدیكتر از همیشه حس میكنم
اونوقت دیگه تنها نیستم
حالا من این تنهایی رو خیلی خیلی دوسش دارم
به این تنهایی دل بستم حالا میدونم كه این تنهایی خالی نیست

پر از یاد عشقه

و پر از

اشكهای گرم عاشقونه  ....

 





نوع مطلب :
برچسب ها :