تبلیغات
عشق بارونی - رهگذر
درباره وبلاگ

خوشا به حال باران که روی شانه هایت آرام می گیرد
خوشا به حال باران که دست هایت را به سویش دراز میکنی....
مدیر وبلاگ : ساحل
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما کدوم رو باید انتخاب کرد؟؟؟کسی رو که دوسش داری یا کسی رو که دوستت داره







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

مرجع كد اهنگ


كد موسیقی برای وبلاگ

عشق بارونی
میان عاشقانه هایم قدم نزن اینجا نوشته ها انقدر بارانی اند که میترسم تمام لحظه هایت خیس شوند...
1389/06/27 :: نویسنده : ساحل        

فراموشت شد عزیزم كه عاشق چشات بودم

دیوونه ی اون نگاهو خنده ی رو لبات بودم

فراموشت شد یه روزی تنت تو آغوشم بود

تنها نوای بی نوا صدای خاموشم بود

فراموشت شد كه لبام شبا رو لب های تو بود

پیكری سرد و بی رمق فدای چشمای تو بود

فراموشت شد كه با هم یه قطره ی بارون شدیم

رسیدیم به ستاره و با دیدنش آروم شدیم

فراموشت شد یه زمان شعرای من مال تو بود

پرواز تا خود خدا فقط كار بال تو بود

فراموشت شد كه یه روز با غریبه دیدم تو رو

تو نخواستی اما من پنهونی بوسیدم تو رو

فراموشت شد كه یه روز خواب جدایی رو دیدم

روی اون ساحل قلبت ردپایی كشیدم

فراموشت شد می دونم این خواب من تعبیر شد

در كتاب سرنوشتم دوریت تقدیر شد

فراموشت شد عهد ما عاشقی و وفا بود

نگاه تو برای این قلب مریض شفا بود

فراموشت شد عزیزم ولی تو رو خوب یادمه

تو رفتی از زندگیمو فقط خداس كه با منه

فراموشت شد كه با هم زیر بارون قدم زدیم

ولی ما تو این روزا عهدمونو به هم زدیم ....

شاعر : ساحل

 





نوع مطلب :
برچسب ها :


نمایش نظرات 1 تا 30