تبلیغات
عشق بارونی - رفتنت را هرگز نمی گریم
درباره وبلاگ

خوشا به حال باران که روی شانه هایت آرام می گیرد
خوشا به حال باران که دست هایت را به سویش دراز میکنی....
مدیر وبلاگ : ساحل
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما کدوم رو باید انتخاب کرد؟؟؟کسی رو که دوسش داری یا کسی رو که دوستت داره







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

مرجع كد اهنگ


كد موسیقی برای وبلاگ

عشق بارونی
میان عاشقانه هایم قدم نزن اینجا نوشته ها انقدر بارانی اند که میترسم تمام لحظه هایت خیس شوند...
1390/05/26 :: نویسنده : ساحل        

 

 

ساعت مدت هاست که از نیمه شب زندگی گذشته است و ارقامی که سال های عمر را نشان می دهند در تجربه ی سراشیبی سفر بازگشتند

می گویند تو از اولش هم خیال آمدن نداشتی اما من به ساعت زمان چشم می دوزم

تو قدری دیر کردی همین

اما تهمت هرگز نیامدن هیچ گاه به معصومیت چشمان ناز تو وارد نیست

بی وفایی به تو نمی آید

در چهره ی تو یک خبر است آن هم به من رسیدن

فقط قدری دیر کرده ای

ساعت از نیمه شب زندگی گذشته است خیلی وقت است که گذشته است

همه فانوس ها را خاموش کرده اند و می گویند تو مرا گذاشته ای و رفته ای

اما من یقین دارم که تو بر می گردی فقط قدری دیر کرده ای

ساعت دیگر نیمه شب زندگی نیست

می ترسم صبح زندگی که مرگ است بی تو بیاید

اما نه...

ترس دشمن عشق است نشنیده بگیر

ساعت صبح مرگ و پایان زندگی هم باشد حرف هیچ کس مهم نیست

به دل نمی گیرم

تو می آیی بالا خره می آیی فقط قدری دیر کرده ای

ساعت از ...

نه تو فقط قدری دیر کرده ای

پاییز می آید و آنان که کمی عاشق ترند و به آسمان نزدیک تر، آب و اسفند و آیینه بر عشقشان می چینند و به انتظار عید مهرگان لحظه ها را به هم سنجاق می کنند

ساعت از شب و نیمه شب و خیلی وقت های دیگر گذشته است

همه دیگر از آمدنت قطع امید کرده اند و جز شمع چشمان من اینجا هیچ چیزی روشن نیست اما من می دانم می آیی

خیلی وقت است که از شب و نیمه شب و حتی بامداد زندگی گذشته است اما تو فقط قدری دیر کرده ای  همین





نوع مطلب :
برچسب ها :